پورتال سازمانی

پرتال سازمانی

پورتال هوشمند

تاریخ اقتصادی جناح-قسمت دوم

به قلم دکتر محمد حسن نیا

تاریخ اقتصادی شهر جناح با تاکید بر کشاورزی و باغداری (قسمت دوم)

بررسی تاریخ کشاورزی در مناطق مختلف از مهم ترین ارکان تاریخ اقتصادی می باشد. کشاورزی از اصلی ترین روش های تامین امراز معاش برای مردم ایران و حتی مردم مناطق خلیج فارس بوده است. شهر جناح با دشت وسیع جناح از یک سو  و باغات متعدد خرمای آن از سوی دیگر پتانسیل کشاورزی و باغداری در صورت تامین آب را داشته است. کشاورزی در جناح از قدیم الایام تا کنون به صورت کشت دیمی گندم و جو بوده است. اما مشکل عدیده دشت جناح کمبود آب بود که با وجود این مردم جناح قدیم با حفر چاه های متعدد و سیستم هدایت آب در باغات و حتی زمین های کشت دیم، در برخی از سال های که بارندگی خوب بوده است، به کشاورزی می پرداختند. با گذری به شهر جناح می توان  به خوبی به دریافت که در اطراف جناج باغات خرمای متعددی وجود داشته و دارد و حتی در شهر جناح و ابتدای ورودی جناح نیز باغات خرما وجود داشته است که اندک اندک تبدیل به فضاهای ساختمانی شدند. در اطراف باغات نیز زمین های کشاورزی بوده که کشت دیم در آن صورت می گرفته است. این نوشتار که با حمایت های فرهنگی شورای اسلامی شهر جناح و شهردار زحمتکش و دانش دوست این شهر جناب آقای مهندس محمد جلالی می باشد، در نظر دارد تاریخ کشاورزی و باغداری شهر جناح را که در گذشته امرار معاش برخی از مردم این شهر به آن بستگی داشته است را مورد مداقه قرار دهد و نشان دهد که تاریخ اقتصادی جناح در بستر تاریخ چه مراحلی را گذرانده است.

منابع مکتوب راجع به تاریخ کشاورزی و باغداری بسیار اندک است، ولی شواهد تاریخی و باغستان های خرما همراه با چاه های قدیمی و نهرهای ساروجی و سیمانی جهت رساندن آب به باغات خیلی زیاد می باشد. اما در برخی خاطرت مکتوب مشاهیر جناح و خاطراتی که در زمان جوانی آن ها مکتوب شده است، می شود، کشاورزی و باغداری جناح در بستر تاریخ را مورد واکاوی قرار داد. در خاطرات شرفا شرفایی که خاطراتش مربوط به دوره جنگ جهانی دوم و دوره پهلوی اول بوده است و در همان زمان برخی از خاطرات خود را نوشته است در مورد کشاورزی جناح این گونه آمده است:« از نظر کشاورزی جناح چندان پیشرفتی نداشته است و با این که اغلب اهالی کارشان فلاحت است، با این وصف رونقی پیدا نکرده است. عدم رونق به واسطه نبودن آب است. بدیهی است در جایی که آب نباشد، اهالی آنجا از هر حیث در مضیقه می باشند. محل تامین آب هم چاه معمولی است که پس از حفر 10 الی 11 متر به آب می رسد و متاسفانه شور و غیر قابل آشامیدن است. در مدخل چاه به اندازه ای شوری آب زیاد است که می توان از آن نمک درست کرد و آب آن نسبتا بد نیست و با این حال هم نمی توان آشامید و برای زراعت جو و گندم و درخت خرما مفید است و آب از چاه کشیدن هم با گاو نر است که اغلب اهالی آن را دارا هستند. محصولات آب چه هم قابل توجه نیست که بتوان ذکر مقدار آن نمود. سبزی های کاشتنی که از آب چه مشروب می شوند، عبارتند از پیاز، بادمجان، گوجه فرنگی، تربچه، فلفل، خردل، خربزه و هندوانه که هر سال مقدار کمی کاشته می شوند. تذکر اسامی این سبزی ها به این خاطر بود که خواننده واقف گردد که این ها را در جناح می کارند، ولی فقط بخشی از نیاز اهالی را می تواند تامین نماید و مابقی را می بایستی از خارج یعنی از هرنگ و کوخرد و فاریاب وارد کنند. درخت منحصر به فرد جناح خرماست که اگرچه تعدادشان زیاد است، اما محصول آن بسیار اندک است. جمع درختان خرمای جناح به طوری که قبلا تحقیق کردم، پنجاه هزار اصله است که روی هم رفته تقریبا در سال یکصد و بیست هزار من خرما می دهندکه هفتاد و پنج درصد رفع احتیاج اهالی می نماید. گندم و جو سالیانه تقریبا پانزده هزار من تولید جناح است و چنانچه بارندگی باشد تا 200 هزار من نیز محصول به دست می آید و اگر باران نبارد محصولی نخواهد داشت. امسال که باران به حد کافی نیامد، روی هم رفته 5 درصد محصول به دست آمد که سی درصد احتیاج اهالی را بر آورده کرده است. در جناح روش کاشتن جو و گندم هم دارای قواعد مخصوص است، بدین معنی که هر طایفه در موقع کشت تمام جو و گندمشان را روی هم می کرند و موسوم به هراسه است.

حالا در جناح 17 هراسه وجود دارد که همگی را اگر جمع کنیم مقدار کاشتشان 28 سهم می شود و هر سهمی هم 30 من می باشد و باز یک نوع جداگانه می کارند که موسوم است به مقاسمه که آن هم مقدار 220 سهم 30 منی می کارند. در جناح زمین بذرافکن مقدار 25 هزار من موجود است. ولی به دلیل فقدان آب، بایر مانده و هیچ گونه استفاده ای عایدشان نمی شود و در اطراف و حوالی جناح هیچگونه فاریابی نیست. قبلا بنده در فکر این بودم که با فقدان آب چگونه مهاجرین در این منطقه سکنی گزیدند، ولی پس از این که تحقیق نمودم، دانستم که سابقا جناح آب کافی داشته است. بدین توضیح که در تنگ خور که سمت جنوبی واقع است، یک چاهی موجود می باشد، موسوم به دوک که مسافت آن تا جناح 7 کیلومتر می شود. در سابق این چاه صحراهای جناح را مشروب می ساخته است. ولی به مروز ایام سنگ و گل در اثر نزول باران در چاه ریخته شده و منجر به بی آبی شده است. مردم هم هیچ اقدامی برای تخلیه چاه و راه اندازی مجدد آن نکرده اند.  تا حالا  فقط آب دوک برای آشامیدن کفایت می کند و اگر همتی شود و هزینه ای پرداخت شود و مثل سابق آب در آن به جریان افتد، نصف نیاز آب اهالی  به طور کامل تامین می شود.( پنجشنبه 14 شهریور 1319؛ دوم شعبان 1359؛ 6 سپتمبر 1940)(خاطرات شرفا شرفایی، 1382، ص 43-45) همان گونه که در پایان متن این گزارش آمده است این وضعیت کشاورزی و باغداری جناح در 14 شهریور 1319 در آخرین سال های حکومت پهلوی اول و سال های بوده است که جنگ جهانی دوم در جریان بوده است و به دلیل سال های جنگ جهانی دوم فحطی خانمانسور سراسر ایران را به خاطر هجوم متفقین به ایران فرا گرفته بود. در مجموع دهه 20 شمسی مصادف با جنگ دوم جهانی به دلیل هرج و مرجی که بر جهان حاکم بود مواد غذایی کمیاب شد و کار و شتغال دچار رکود گردید. در این زمان شرارت و راهزنی نیز روزگار اهالی را تیره و تار کرده بود. عده ای از شهر جناح دست به مهاجرت به آبادان زدند و عده ای دیگر که ماندند برای ادامه حیات با مشکلات متعددی مواجه شدند. تهیه غذا در زمان قحطی شامل نانی بود  که از آرد کوبیده شده و خمیر شده هسته ی خرما همچنین سبزی پخته شده شبیه هندره بنام سرک سشقشن از خانواده سالیسولا که بسیار شور یوده و مردم پس از شستن زیاد آن را به عنوان سبزی و غذا مصرف می کرده اند. تفاله چیی و باقلای گرم که آب آن را بیشتر می کرده اند و آب آن را به عنوان غذا مصرف می نموده اند نیز از جمله قوت های لایموتی  بود که مردم بیشتر منطقه بستک و شهر جناح برای سد جوع مصرف می کردند. نان درست شده از هسته خرما نیز از جمله غذاهای مردم جناح در این سال ها بود.(عباسی، 1393، ص51 و 52) با چنین وضعیت بغرنجی همچنان که عنوان گردیده است، اندک محصول کشاورزی که به دلیل کمبود بارندگی توسط کشاورزان جناحی برداشت می شد، باعث می گردید که به حیات خود در شهر جناح ادامه داده و تمامی مردم شهر را ترک نکنند و به مهاجرت نپردازند. بنابراین تاریخ کشاورزی و باغداری شهر جناح به تاریخ ماندگاری مردم در این شهر گره خورده است و در سال های قحطی همین کشاورزی اندک و محصولات باغات خرما مردم را از مهاجرت دسته جمعی بر حذر می داشتند و باعث می شد که مردم با تمام مضیقه های مالی و سختی زندگی در این شهر بمانند.

 فهرست اسامی نخلستان های جناح که در گذشته وجود داشته است و هنوز هم آثار آن ها مشهود است، نشان از تلاش زیاد مردم جناح برای سازگاری با محیط گرم و خشک جنوب ایران و تامین امرار معاش و قوت خود از این طبیعت گرم و خشک همراه با خشکسالی ها و قحطی های فراوان دارد. اسامی نخلستان های جناح در بستر زمان عبارتند از: خو، باره، دوبست، بسه سور، مدان، سبخ، کوردان، خرگوری، میان لا، درویش، ماگشان، اوزا، لاورو، دو دروا، چری ملا، کل پرگون، جری، دو برگه، جردنو، اناردونه، لخو، چاله، کرهدان مزارع، کرهدان، نپت، نظام، بادی دوار، بادی قبله، متمبلی، مهمی چرخی، خانی، گله، مزه، مشکی، هرویو، تزگو، پیلو، دوک، در همدان، بی اسون، سهلنگ، چه چرخ، له کش و هلالی.(شرفایی، 1382، ص73 و 74) در نوشتار بعدی تلاش می گردد به بخش های دیگری از کشاورزی و باغداری جناح در بستر تاریخ پرداخته شود.

  


5.2.1.0
V5.2.1.0