پورتال سازمانی

پرتال سازمانی

پورتال هوشمند

به قلم دکتر محمد حسن نیا

نگاهی به مشاهیر جناح با تاکید بر شرفا شرفایی

در بررسی زندگی بزرگان، مشاهیر و فرهیختگان شهر جناح، بزرگانی که کارهای فرهنگی انجام دادند، از جایگاه والایی برخوردار هستند. بزرگانی نظیر شرفا شرفائی که با تاسیس کتابخانه مدرن با آن همه کتاب های مفید، ساخت مدرسه و کمک به اهل دانش، سهم زیادی در پیشرفت فرهنگی جناح داشته است. اگر فردی خود اهل فرهنگ، کتاب و کتابخوانی باشد، امور خیریه اش را هم به سمت کارهای فرهنگی پایدار خواهد برد. این نوشتار که با حمایت های فرهنگی شورای اسلامی شهر جناح و شهردار فرهنگ دوست و اهل دانش این شهر جناب آقای مهندس محمد جلالی به رشته تحریر در می آید، در نظر دارد، به حیت فرهنگی و اجتماعی شرفا شرفایی و خدمات فرهنگی او در راستای بررسی مشاهیر جناح بپردازد. تا گوشه های دیگری از تاریخ فرهنگی و اجتماعی شهر جناح و خدمات بزرگان جناح به این شهر هویدا گردد.

در ارتباط با زندگی نامه شرفا شرفایی که در سال 1300 متولد شده و در در سال 1383 وفات یافت لازم است شرحی که خود به قلم خودش در مورد گوشه ای از زندگی خود نوشته است اشاره گردد. او عنوان می کند « اینجانب فرزند محمد صالح هستم. در طفولیت پدرم من را در یکی از مکتب گماشت. مدت چند سال در مکتب مشغول به تحصیل بودن تا بالاخره در خدمت یکی از آموزگاران موسوم به ملا علی، اندک سوادی حاصل نمودم. پس از چندی به واسطه نبودن معلم قابل، از مکتب خانه بیرون آمدم. پدرم اراده نمود که مرا به بندرلنگه بفرستد تا در دبستان محمدیه آنجا مشغول به تحصیل شوم. بالاخره مرا فرستاد به بندرلنگه، آنجا نیز در کلاس دوم ابتدایی مشغول به تحصیل شدم. پس از چهارماه حکومت بندرلنگه و جمعی از روسای ادارت تشریف آوردند. برای امتحان کردن، محصلین مشغول به امتحان شدند. چون در ریاضیات سر آمد همکلاسی های خود بودم از طرف حکمران به اعطاء یک جلد دفتر مفتخر شدم. سه ما پس از امتحان خوشیختانه یا بدبختانه موقع تعطیلات رسید. من چون دیدم مدتی بایستی بیکار بنشینم لذا تصمیم گرفتم یک ماه بیایم جناح برای دیدنی، بالاخره پس از اخذ اجازه از مدیر دبستان آمدم به جناح برای بازدید و ملاقات با والدین و سایر اقوام. تا این که موقع تعطیلی منتهی شد. چون در لنگه سرپرست قابلی نداشتم. ناگزیر در جناح مشغول به خواندن دواوین شعرا و رمان و تواریخ شدم و ضمنا یک جلد دیکشنری یا به لفظ خودمان کتاب لغت انگلیسی به 20 ریال خریدم. از روی همان کتاب الفبای انگلیسی را یاد گرفتم و کم کم در اثر دقت و پشتکار زیاد موفق شدم که بتوانم اسامی اشخاص  و آدرس منزل ها را بنگارم. متاسفانه پس از چندی کتاب نامبرده مفقود شد و حالیه که شانزده سال از عمرم می گذرد سواد خوبی ندارم. در تاریخ 1314 نامه به وزارت جلیله معارف نگاشتم. پس از چندی پاسخ آن از وزارت جلیله رسید و ضمنا تذکر داده بود که در صورت اضافه اعتبار، دبستان در جناح تاسیس می شود و از آن تاریخ تا امروز که تاریخ 17/7/1316 است. هیچ اثری به ظهور نرسیده. من عشق مفرطی به خواندن دارم.(خاطرات شرفایی، ص28 و 29) مباحث عنوان شده توسط شرفا شرفائی به خوبی اوضاع فرهنگی شهر جناح و چگونگی مسیر دشواری که یک فرد دانش دوست برای رسیدن به علم و دانش را طی می کرد به خوبی بیان می کند. کمبود فضای فرهنگی در جنوب ایران باعث می گردید که افراد با استعداد برای آموختن با مشکلات عدیده ای مواجه بوده و یا در بسیاری از موارد دست از تحصیل بکشند.

  بررسی حیات اجتماعی و فرهنگی جناب آقای شرفا شرفائی در سخنان بزرگان ایران زمین هم مشهود است. استاد ایرج افشار در مورد جناح و جناب آقای شرفا شرفایی عنوان می کند:« جنه، آبادیی روشن و خرماستانی کم دانه است از ناحیه بندرلنگه و با مسافتی اندک برکنار افتاده  از راه کاوانی(ببخشید ماشین رو) بستک به آن بندر. در کتب آماری و جغرافیایی نام آن را به لفظ قلم اداری جناح می نویسند. نباید درست باشد. ظاهرا جنه باید با نام های گنو و گناوه هم ریشگی داشته باشد و شکلی است از گن و گین. چه سعادتی که چندبار به شوق دیدن دانای بزرگوار آن خطه آقای شرفا شرفایی به آن آبادی آرام رفته و دوستان عزیزی را به سرای مهمان پذیر ایشان برده ام و هماره از لطف عمیم محضر و خوان به کریم گستر ایشان بهره برده ایم. با شرفائی وقتی دوستی آغاز شد که مجله آینده در سال 1358 آغاز به انتشار کرد. ایشان مجله را اشتراک شده بود و گاهی رقیمه ای از سر مهر و محبت می نوشت. همه نامه های او از سر نکته یابی و دقت نظر بود و گویای آن بود که در آن بر و بیابان دانایی علاقه مند به زبان فارسی و فرهنگ ایرانی به تاسیس کتابخانه ای پرداخته و هر کتابی و نشریه ای ماندگار می یابد، می خرد و بر مجموعه خود می افزاید. نخستین بار که با منوچهر ستوده به آن جا رسیدم کتابخانه دو سه هزار جلدکتاب داشت. شرفائی برای ثبت و ضبط آن ها دفتری ترتیب داده و اسامی و مشخصات کتب را در آن ها یادداشت کرده بود. خوب مشهود بود که در انتخاب کتاب صاحب اطلاع و بصیرت و دوستدار ادب و تاریخ است. او در خلوتکده کتاب ها را می خواند و به همین ملاحظه به هنگام مذاکره و گفتگو مشهود بود که از متن و بطن تالیفات گذشتگان و معاصران آگهی دارد... بار آخری که به جنه رفتم کتابخانه وسعت گرفته بود و اکنون می شنوم که تعداد آن به 16000 جلد رسیده است. شرفائی با همتی مردانه و دیدی عالمانه و آرزوئی فرهنگمندانه این مجموعه بزرگ را در منطقه به وجود آورده است که تصور می کنم هیچ یک از کتابخانه های عمومی دولتی ناحیه هم نتوانند به آن پهلو بزنند. این بزرگواری و بینش، بایسته ستایش و ارج است و باید مردم ناحیه شکرگذار این شریف بزرگوار باشند و باید مراکز مرتبط با امور کتاب این کار نمونه را با توقیر و تبجیل نگاهبانی نمایند و فرزندان جنه بکوشند که هریک راه شرفائی را دنبال کنند»( ایرج افشار دوم مهر 1381) در این نوشتار جناب دکتر ایرج افشار در مورد شرفا شرفائی و شهر جناح مباحثی نهفته است که نشان از تاریخ و فرهنگ شهر جناح و اهالی فرهنگ در این شهر دارد. استاد ایرج افشار از دوستان قدیمی شرفا شرفائی بود که در جنوب و تهران مراودات علمی زیادی با هم داشتند. در انتخاب کتاب های کتابخانه نیز با ایرج افشار همفکری می شده است.

از دیگر بزرگانی که رقیمه ای بر کتاب خاطرات شرفا شرفائی مرقوم نمودند، زنده ید دکتر محمد ابراهیم باستانی پاریزی بود. او هم سفرهای زیادی به جنوب ایران داشته و آشنایی قدیم با شرفا شرفایی داشت . دکتر باستانی پاریزی در مورد شرفا شرفایی عنوان می کند: «آدمیزاد دلش می خواهد عمر خود را به زندگی جاوید پیوند بزند، اما راهی ندارد، کوشش های او از روزگار ذوالقرنین و خضر آب حیات بی نتیجه مانده است. تنها یک راه باقی می ماند و آن این که از طریق کتاب و نوشته، فکر و حیات خود را به آیندگان بسپارد. و در این آرزو، این کتاب است که به داد آدمیزاد می رسد. چه فکر و ایده را از نسلی به نسل دیگر منتقل می کند. البته عمر کتاب هم طولانی نیست. اگر عمر آدمی به صد سال برسد که نمی رسد، عمر کتاب به پانصد سال ممکن است برسد. ولی استثنائا بعضی کتاب های قدیمی تر هم داریم  و البته پاپیروس مصری و بعضی قرآن ها می گویند عمر طولانی تر هم دارند... در این میان آن ها که کتابخانه می سازند و جوانان نسل بعد از خود را با کتاب همدم می کنند نیز در وقع عمر خود را به عمر ابد کتاب که هر چند قرن یک بار رونویس آن به دست می رسد، پیوند می زنند و همیشه در ضمیر روشن اجتماع، شهر و ولایت خود باقی می مانند و این آقای شرفا شرفائی که ثروت و مکنت و همت خود را وقف ایجاد کتابخانه در شهر جناح کرده است، از همان کسانی است که عملا حیات جاودانه یافته است. من که سال ها با آقای شرفائی دم خور بوده ام، می دانم که او تا چه حد به کتاب علاقه دارد و چگونه با جدیت بسیار نسخه های گرانبها از اکناف عالم به دست می آورد و در کتابخانه خود جمع می کرد و اینک همه آن ها را تقدیم همشهریان خود کرده است. سودا چنین خوش است که یک جا کند کسی... ( باستانی پاریزی، مهرماه 1381) این سخنان و نوشتار دکتر باستانی پاریزی اهمیت کتابخانه شرفا شرفائی در جناح را به خوبی نشن می دهد. در قسمت بعدی حیات اجتماعی و فرهنگی شرفا شرفائی تلاش می گردد به بخش های بیشتری از زندگی ایشان و خدمات فرهنگی او پرداخته شود.

 


5.5.0.0
گروه دورانV5.5.0.0